موفقیت

خداوند خوبي و  زيبايي وسودمندي بنام آنكه بهتر است و آنچه بهترين است.
در ابتدا تعريفي از موفقيت : موفقيت يعني رسيدن رضايتبخش به اهدافي كه داريم كه در نهايت منجر به آرامش و اطمينان ميشود
اصول موفقيت:
هميشه به اهداف بزرگ بينديشيد و طرح كوچك را كنار بگذاريد انسان هميشه به آنچه مي رسد، كه به آن مي انديشد ،  بلند پروازي در انتخاب اهداف، با بررسي و مطالعه بسيار مفيد است .
 با استعداد متوسط و پشتكار بيش از حد، مي توان به هر چيز رسيد  و فقدان استعداد با عواملي مانند : مقاومت،سختكوشي،دقت،صبر،شكيبايي قابل جبران است.
نقش شانس در موفقيت: شانس يعني استفاده بجا از فرصتهاي پيش آمده، يعني توانايي درك موقعيتها و انتخاب بهترينها ، نيچه مي گويد : دنيا نه مخالف انسان است نه موافق آن
بلكه، بي طرف است.
 
خواستن: اينكه بخواهيد ، خواستن به معناي عمل كردن است، نه آرزو و اميدوار بودن.
بايد همچون فولاد محكم باشيم تا هر زمان چكش مصيبت بر ما فرود آمد، نه تنها از بين نرويم، بلكه با صداي بلند بخنديم .
راه زندگي راه گلزارها نيست ، بلكه راه خارهاست پس بايد پاهاي قوي داشته باشيم تا براحتي از اين خارها بگذريم.و نيچه مي گويد : آنچه مرا نكشد ، قوي ترم خواهد ساخت.
در پيمودن راه موفقيت غير ممكن وجود ندارد.
 عظمت زندگي در علم نيست،يلكه در عمل است .

 بخواه  ،  ياد بگير  ،  امتحان كن

كار را شروع كنيد مشكلات در حين انجام بر طرف ميشود . از انجام دادن كارهاي بزرگ نترسيد آنرا به بخشهاي كوچكتر تقسيم كنيد. چيني ها مي گويند: مردي كه كوه را از ميان بر داشت ،كسي بود كه شروع به برداشتن سنگ ريزها كرد.
تمام نيروي خود را براي رسيدن به هدفتان در يك نقطه متمركز كنيد و براي رسيدن به خوشيهاي بزرگ از خوشيهاي كوچك  صرف نظر كنيد . در پايان ما هميشه توانيم جزء بهترينها باشيم البته اگر خودمان بخواهيم.

اندر مضرات خرد جمعي!!

به تيم دوم كره باختيم، به تيمي كه در مرحله بعدي به تيمي باخت كه چند ماه پيش تيم دوممان آنها را برده بود!کاریکاتور: حسین صافی - پرشین کارتون

شكر خدا چيزي كه در امر ورزش زياد داريم كارشناس است، اما كارشناسان گروه ايران-ايران نيز به نوبه خودشان از علي كريمي، عنايتي و مخصوصا خطيبي به خاطر حضوري موثر در تيم ملي كه يادآور بازي هاي درخشان علي دايي در جام جهاني 2006 آلمان بود تشكر مي كنند!

آقاي قلعه نوعي هم فرمودند:«اين بهترين بازي تاريخ فوتبال ايران مقابل كره جنوبي بود.آ»، آگاهان معتقدند قلعه نوعي بر اثر شوك ناشي از حذف تيم ملي، دچار كمي اختلال حواس شده است، زيرا همگان لااقل خاطره شيرين برد 6 بر 2 ايران مقابل كره را به ياد دارند، در مجلات علمي خوانده بوديم حافظه بلند مدت ماهي قرمز تنها سه ثانيه است اما ديگر نمي دانستيم برخي روي ماهي قرمز را هم سفيد كرده اند!

راستي اخيرا شايعه اي شنيديم، كه راست و دروغش را نمي دانيم، لطفا اگر كسي خبري در اين مورد دارد، ما را هم در جريان بگذارد، و اما خبر:
آ«غلامحسين الهام با حفظ سمت، سرمربي تيم ملي ايران مي شود.»

Pat o Mat dar IRAN

حکایتی چند از حکیمان

سیرت پادشاه
سعدی
آورده اند که  انوشیروان  عادل در شکارگاهی  صید  کباب کرده  بود و نمک  نبود. غلامی را به روستا فرستاد تا نمک حاصل کند. گفت: زینهار تا نمک به قیمت بستانی تا رسمی نشود و دیه  خراب نشود.  گفتند :  این قدر چه خلل کند؟  گفت: بنیاد ظلم در جهان اول اندک بوده است و به مزید هرکس بدین درجه رسیده است.
اگر زباغ رعیت مَلک خورد  سیبی          برآورند غلامان او درخت از بیخ
به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد         زنند لشکریان  هزار مرغ  به سیخ
 
عبرت
هرگز از دور زمان ننالیدم وروی از گردش آسمان درهم نکشیدم مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعت پای پوشی نداشتم ، به جامع کوفه در آمدم دلتنگ، یکی را دیدم که پای نداشت. شکر نعمتِ حق تعالی  به جای  آوردم و بر بی کفشی  صبر کردم.
مرغ  بریان  به چشم  مردم سیر         کمتر از برگ ترّه برخوان است
            وان را  دستگا ه و قدرت  نیست         شلغم   پخته  مرغ    بریان است
جور استاد
معلم کُتابی را دیدم در دیار مغرب ترشروی، تلخ گفتار، بد خوی، مردم آزار، گدا طبع ناپرهیزگار که عیش مسلمانان به دیدن او تبه گشتی و خواندن قرآنش دل مردم سیه کردی. جمعی پسران پاکیزه و دختران دو شیزه به دست جفای او گرفتار، نه زهرۀ خنده و نه یاری گفتار؛ گه عارض سیمین یکی را تپانچه زدی و گه ساق بلورین دیگری را شکنجه کردی. القصّه شنیدم که طرفی از خباثتِ نفس وی معلوم کردند، بزدند و براندند. پس آنگه مکتب وی به مصلحی دادند، پارسایی سلیم، نیک مرد، حلیم که سخن جز به حکم ضرورت نگفتی و موجبِ آزار کس بر زبانش نرفتی. کودکان را هیبت استاد نخستین از سر به در رفت و معلم دومین را اخلاق مَلَکی دیدند، دیو یک یک شدند؛ به اعتماد حِلم او علم فراموش کردند؛ همچنین اغلب اوقات به بازیچه فراهم نشستندی و لوح درست ناکرده در سر هم شکستندی.
استادِ معلم  چو  بوَد   بی آزار           خرسک بازند کودکان در بازار
بعد از دو هفته در آن مسجد گذر کردم و معلم اولین را دیدم که دلخوش کرده بودند و به مقام خویش آورده. انصاف برنجیدم و لاحَول گفتم که دگر[باره] ابلیس را معلّم ملایکه چرا کردند! پیرمردی ظریفِ جهاندیده بشنید و بخندید و گفت:
پادشاهی پسر به مکتب داد          لوح سیمینش بر کنار نهاد
      بر سر آن لوح  نبشته به زر        جَورِ استاد  بِه  که مهر پدر

راههای مبارزه بحران بی شوهری

در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز به وجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوء استفاده نکنن .
۱ـ روش کوزه ای : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی  چرا ظرف مرا بشکست لیلی
نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .
۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن می کنی شکلات بین مردم تقسیم می کنی تا مرد آرزوهات بیاد.
نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع می تونین فانوس هم روشن کنین .
۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی می تونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم می پری تو بغلش و بهش میچسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .
نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .
۴ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده می کنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی می کنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه .
نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !
۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس می شی بالاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی .
نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.
۶ ـ روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که می تونی شرکت می کنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه .
نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.
۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت می کنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بالاخره یه شوهر گیرت بیاد .
نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .
۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر می داری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک می کنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب می کنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی .
نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین
۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو می گیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش… (سانسور ) می گیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه. البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند.
نتیجه گیری : در تعهد نامه کلانتری حتما مقدار مهریه را ذکر کنید