Strength of a Man...Beauty of a Woman

Strength of a Man

The strength of a man isn't seen in the width of his shoulders.
It is seen in the width of his arms that encircle you.
قدرت و صلابت  يه مرد در پهن بودن شونه هاش نيست
بلکه در اين هست که چقدر ميتوني به اون تکيه کني و اون ميتونه تو رو حمايت کنه

The strength of a man isn't in the deep tone of his voice.
It is in the gentle words he whispers.
قدرت و صلابت يه مرد اين نيست که چقدر بتونه صداش رو بلند کنه
بلکه در اينه که چه جملات ملايمي رو ميتونه تو گوشات زمزمه کنه

The strength of a man isn't how many buddies he has.
It is how good a buddy he is with his kids.

قدرت و صلابت يه مرد به اين نيست که چند تا رفيق داره
بلکه در اين هست که چقدر با فرزندان خودش رفيق هست

The strength of a man isn't in how respected he is at work.
It is in how respected he is at home.


قدرت و صلابت يه مرد به اين نيست که چه قدر در محيط کار قابل احترام هست
بلکه در اين هست که چقدر در منزل مورد احترام هست

The strength of a man isn't in how hard he hits.
It is in how tender he touches.

قدرت و صلابت يه مرد به اين نيست که چقدر دست بزن داره
بلکه به اين هست که چه دست نوازشگري ميتونه داشته باشه

The strength of a man isn't how many women he's Loved by.
It is in can he be true to one woman.

قدرت و صلابت يه مرد به اين نيست که چند تا زن عاشقشن
بلکه به اين هست تنها عشق واقعي يه زن باشه؟؟؟

The strength of a man isn't in the weight he can lift.
It is in the burdens he can understand and overcome.

قدرت و صلابت يه مرد به اين نيست که چه وزنه سنگيني رو ميتونه بلند کنه
بلکه بستگي به مسائل و مشکلاتي داره که از پس حل اونا بر بياد
.********************************************************

Beauty of a Woman


The beauty of a woman
Is not in the clothes she wears,
The figure she carries,
Or the way she combs her hair.

زيبايي يه زن به لباسهايي که پوشيده ... ژستي که گرفته
 
و يا مدل مويي که واسه خودش ساخته نيست

The beauty of a woman
Must be seen from her eyes,
Because that is the doorway to her heart,
The place where love resides.
زيبايي يه زن بايد از چشماش ديده بشه
 
به خاطر  اين که چشماش دروازه ي قلبش هستند جايي که منزلگه عشق ميتونه باشه

The beauty of a woman
Is not in a facial mole,
But true beauty in a woman
Is reflected in her soul.

زيبايي يه زن به خط و خال صورتش نيست
بلکه زيبايي واقعي يه زن ..انعکاس در روحش داره

It is the caring that she lovingly gives,
The passion that she shows,
The beauty of a woman
With passing years-only grows.


محبت و توجهي که عاشقانه ابراز ميکنه
هيجاني که در زمان ديدار از خودش بروز ميده
زيبايي يک زن هست
چيزي که با گذشت ساليان متمادي .. افزايش پيدا ميکنه

شخصيت‌هاي نام‌آور دنیا چه كاره بودند؟

آيا تاكنون فكر كرده‌ايد شخصيت‌هاي نام‌آور دنيا كه همه آنها را مي‌‌شناسند و اغلب از ثروتمند‌ترين‌هاي جهان هستند كار خود را با چه شغلي آغاز كردند و در ابتدا چه كاره بودند؟ بسياري از آنها شغل‌هايي داشتند كه هيچ ارتباطي با حرفه كنوني‌شان نداشت و بعضي ديگر به كارهايي آنچنان ابتدايي مي‌‌پرداختند كه برخي از ما انسان‌هاي گمنام و معمولي، انجام آن را دون شان خود مي‌‌دانيم.

 (راد استوارت:) خواننده سرشناس انگليسي در هاي‌گيت در شمال لندن به دنيا آمد و پدر و مادرش روزنامه‌فروشي داشتند. راد استوارت مدتي با باشگاه‌هاي (سلتيك) و (برنت فورد) كار مي‌‌كرد بعد (گوركن) شد. در اوايل دهه شصت با (ويز جونز) خواننده فولكور آشنا شد و به موسيقي روي آورد و يك خواننده خياباني شد. او دور اروپا سفر مي‌‌كرد و آواز مي‌‌خواند و پول جمع مي‌‌كرد. جالب است بدانيد كه يك بار به جرم ولگردي از اسپانيا اخراج شد.

(مايكل دل:) موسس و رييس شركت سهامي كامپيوتري DELL در يك رستوران چيني ظرفشور بود و ساعتي 2/5 دلار دستمزد مي‌‌گرفت. او از اين تجربه‌اش به نيكي ياد مي‌‌كند و مي‌‌گويد: (بهترين بخش آن دوران، عقل و منطق صاحب رستوران بود و اگر كمي زودتر به رستوران مي‌‌رفتم مي‌‌توانستم نهايت استفاده را از او بكنم. او به كارش افتخار مي‌‌كرد و به هر كسي كه از در رستورانش وارد مي‌‌شد اهميت مي‌‌داد.

شون (ديدي) كومبز: هنرپيشه و خواننده آمريكايي (روزنامه‌ پخش‌كن) بود. در آن زمان او دوازده سال داشت و شايد هرگز فكر نمي‌‌كرد اين شغل آغازي براي رسيدن به وضعيت كنوني اوست. او از همان ابتدا بلند پرواز بود.

(پول پوت:) كامبوجي قبل از اين‌كه يك خيانت‌كار جنگي معروف و جهاني شود، (سالوت سار) نام داشت. او در جواني در رشته نجاري و مهندسي راديو تحصيل مي‌‌كرد و بالاخره يك (معلم) شد و در يك مدرسه خصوصي در (پنوم پنه) تدريس مي‌‌كرد ولي به خاطر گرايش به كمونيسم اخراج شد. پس از آن او نام خود را به (پول‌پوت) تغيير داد و عضو فدايي حزب كمونيسم كامبوج شد. سال‌ها بعد او فرمانده ارتش (خمر سرخ) بود و در چهار سال حكمراني بيش از يك ميليون كامبوجي را كشت.

(اوپرا وينفري:) مجري سرشناس آمريكايي در (مي‌‌سي‌سي‌پي) به دنيا آمد. پدر و مادرش بيش از حد جوان بودند و به همين خاطر مادربزرگش به او رسيدگي مي‌‌كرد. او از سه سالگي خواندن و نوشتن را به اوپرا آموخت و او را به كليساي محلي فرستاد. او مي‌‌توانست آيات انجيل را به خوبي از حفظ بخواند. در شانزده سالگي يك روز در مسابقه راديويي شركت كرد و برنده يك ساعت مچي شد. وقتي براي گرفتن جايزه خود به ايستگاه راديويي شهر رفت، مطلبي را براي تهيه‌كنندگان خواند و از همان زمان با حقوق صد دلار در هفته به عنوان (خبرنگار) استخدام شد.

(تري هچر:) هنرپيشه هاليوود در پنج سالگي توسط شوهر خاله‌اش مورد آزار قرار گرفت و به همين‌خاطر مبتلا به مشكلات روحي شد. وقتي كمي بزرگ‌تر شد به تحصيل در رشته بازيگري پرداخت ولي اولين شغل هچر در سال 1984 شغلي عجيب بود. او (تشويق‌كننده) تيم راگبي (سان فرانسيسكو )49 بود و به خاطر آن پول مي‌‌گرفت.

(آدولف هيتلر:) در كودكي به مدرسه كليسا مي‌‌رفت و آرزو داشت كشيش بشود ولي در سال 1903 و پس از مرگ پدر از مدرسه بيرون انداخته شد. سپس به رشته هنر پرداخت ولي به دليل بدقول بودن دو بار از آكادمي هنرهاي زيباي وين اخراج شد. آدلف خسته، تنها، جوان و غمگين شب‌ها را در پانسيون مي‌‌گذراند و براي پول درآوردن (نقاشي) مي‌‌كرد و كارت پستال مي‌‌كشيد. اگر جنگ جهاني اول شروع نمي‌‌شد شايد او يك نقاش شكست‌خورده مي‌‌شد.

ولي پس از شروع جنگ هيتلر قلم را كنار گذاشت و اسلحه به دست گرفت و به ارتش آلمان پيوست. او آنقدر از جنگ لذت مي‌‌برد كه چند سال بعد تصميم گرفت يك جنگ ديگر به راه بيندازد.

(سيلوستر استالونه:) هميشه آدم خشني بود. او زماني (جاروكش قفس شيرها) بود. در پانزده سالگي همكلاسي‌هايش مي‌‌گفتند او بيش از همه احتمال دارد كه زندگيش را روي صندلي الكتريكي به پايان برساند. او بعدها با فيلم (راكي) به شهرت جهاني دست يافت.

(دن براون) نويسنده رمان معروف (رمز داوينچي) كه قبل از ساخته شدن، فيلم آن به زبان‌هاي مختلف ترجمه شده بود، در يك دبيرستان به (تدريس) مشغول بود.

(جنيفر لوپز:) مدتها قبل از آن‌كه به خوانندگي روي آورد و تبديل به يك ستاره شود هر روز لباس ساده‌اي بر تن مي‌‌كرد و به دادگستري مي‌‌رفت تا به شغل خود بپردازد چون او يك (مشاور قضايي) بود.

(بنيتو موسوليني:) ديكتاتور فاشيست ايتاليايي براي يك روزنامه كار مي‌‌كرد و داستان دنباله‌دار مي‌‌نوشت. يكي از داستان‌هاي او (معشوقه كاردينال) نام داشت كه داستان اندوهبار يك كاردينال قرن هفدهمي و معشوقه‌اش را بيان مي‌‌كرد.

(فيدل كاسترو:) شايع است كه (فيدل كاسترو) رهبر كوبا (بيسباليست) بود و براي يكي از تيم‌هاي مهم ليگ آمريكا بازي مي‌‌كرد ولي اين گفته اشتباه‌است. حقيقت اين است كه كاسترو فقط در دوران دانشگاه و آن هم در حد معمولي بيسبال كار مي‌‌كرد. او در سال 1946 در مسابقات بيسبال دانشگاه‌هاي حقوق هاوانا مسئول پرتاپ توپ بود و آن كار ساده را هم بد انجام ميداد. نكته اين‌جاست كه به گفته خودش به دانشگاه نرفته بود كه توپ بازي كند بلكه رفته بود تا علم (حقوق) بياموزد.

(بيل گيتس:) در عمارت كنگره واشنگتن (پادو) بود.

(ويليام واتكينز:) رييس فعلي تكنولوژي Seagate در شيفت شب يك بيمارستان رواني كار مي‌‌كرد. كار او اين بود كه مراقب بيماراني كه از كنترل خارج مي‌‌شدند باشد.

(بيل موري:) كمدين آمريكايي بيرون يك بقالي مي‌‌ايستاد و شاه بلوط مي‌‌فروخت. او مدتي نيز پيتزا‌فروشي كرده است.

(راش ليمبو:) مجري معروف راديويي آمريكا كفش واكس مي‌‌زد.

(رابين ويليامز:) هنرپيشه و كمدين معروف و محبوب هاليوود پانتوميم خياباني اجرا مي‌‌كرد.

(تامي هيل فايگو:) از طراحان بنام و معروف لباس كه لباس‌هاي طرح او امروزه بر تن بسياري از اهالي سرشناس هاليوود ديده مي‌‌شود، زماني كه هيچ فروشنده‌اي حاضر نشد شلوارهاي جين طرح او را در مغازه‌اش بگذارد و به فروش برساند در كنار خيابان و پشت يك وانت آنها را مي‌‌فروخت.

(جري سينفلد:) كمدين، هنرپيشه و نويسنده آمريكايي تلفني لامپ مي‌‌فروخت.

(دمي مور:) كه سال‌هاست دوستدارانش براي گرفتن امضا از او هم به او دسترسي ندارند؛ زماني براي يك مغازه ظروف كرايه كار مي‌‌كرد.
(جنيفر انيستون:) پيش‌خدمت رستوران بود.

(براد پيت) شوهر سابق جنيفر انيستون و همسر فعلي آنجلينا جولي يخچال حمل مي‌‌‌كرد.

(گارت بروكس:) چند ماه قبل از اين‌كه ركورد جهاني را در موسيقي بشكند، فروشنده يك مغازه چكمه‌فروشي بود.

(جك نيكلسون:) بازيگر قديمي هاليوود در پستخانه كار مي‌‌كرد.

(استفان كينگ:) نويسنده، در يك مدرسه (سرايدار) بود و وقتي داشت كمدهاي دانش‌آموزان را تميز مي‌‌كرد داستان اولين رمانش به ذهنش خطور كرد.

(هريسون فورد:) نجاري ميكرد و به اين كار خيلي علاقه داشت. او هنوز هم هر وقت فرصتي داشته باشد به چوب و نجاري روي مي‌‌آورد.

پنجهای معروف دنیا!!!

پنجهای معروف دنیا!!! 
پنج شخصیت سرشناس بدون تحصیلات دانشگاهی
ارنست همینگوی ( نویسنده آمریکایی)
آبراهام لینکلن ( رئیس جمهور سابق ایالات متحده )
راکفلر ( میلیاردر آمریکایی )
ویرجینیا ولف ( نویسنده بریتانیایی )
برنارد شاو ( نویسنده و نمایش نامه نویس بریتانیایی )
 
پنج قهوه خور معروف تاریخ
ناپلئون بناپارت ( امپراطور فرانسه )
باخ ( آهنگساز آلمانی )
ژان ژاک روسو ( فیلسوف و نویسنده فرانسوی )
کانت ( نظریه پرداز آلمانی )
بالزاک ( داستان نویس فرانسوی )
 
پنج هنرمند مشهوری که از فقر مطلق شروع کردند
وان گوگ ( نقاش معروف هلندی )
جک لندن ( نویسنده مشهور آمریکایی )
مولیر ( نمایش نامه نویس فرانسوی )
داستایفسکی ( نویسنده روسی )
ماکسیم گورکی ( نویسنده روسی )
 
پنج چپ دست معروف جهان
چارلی چاپلین ( بازیگر و کارگردان انگلیسی آمریکایی )
باخ ( آهنگساز آلمانی )
لئوناردو داوینچی ( نقاش و مخترع ایتالیایی )
میکل آنژ ( نقاش ایتالیایی )
کیم نوداک ( بازیگر آمریکایی )
 
پنج پادشاهی که عمر حکومتشان زیاد بود
لویی پانزدهم ( پادشاه فرانسه ) 72 سال
ویکتوریا ( ملکه انگلستان ) 64 سال
جرج دوم ( پادشاه فرانسه ) 60 سال
لویی شانزدهم ( پادشاه فرانسه ) 59 سال
هنری سوم ( پادشاه انگلستان ) 56 سال
 
بهره هوشی پنج شخصیت سرشناس تاریخ
- توضیح اینکه بهره هوشی افراد معمولی مابین 85 تا 115 است و افرادی که بالاتر از 125 بهره هوشی دارند ، نابغه به حساب می آیند .
گوته ( شاعر آلمانی ) 185
چارلز دیکنز ( داستان نویس بریتانیایی ) 145
ناپلئون ( امپراطور فرانسه ) 140
گالیله ( اخترشناس و ریاضیدان ایتالیایی ) 145
موتزارت ( آهنگساز اتریشی ) 150
 
پنج نویسنده معروفی که علی رغم لیاقتشان به آنها جایزه نوبل تعلق نگرفت
لئون تولستوی
آنتوان چخوف
برتولت برشت
هنریک ایبسن
مارک تواین
 
پنج فیلم مطرح تاریخ سینما
دزد دوچرخه ( ویتوریا دسیکا )
روشنایی های شهر ( چارلی چاپلین )
جویندگان طلا ( چارلی چاپلین )
رزمناو پوتمکین ( سرگئی ایزنشتاین )
تعصب ( دیوید دارک گریفیث )
 
پنج زوج هنری که مدتها با هم همبازی بودند
استان لورل و الیور هاردی 105 فیلم
بود ابوت و لو کاستلو 36 فیلم
دین مارتین و جری لوئیس 17 فیلم
فرد استر و جینجر راجرز 10 فیلم
کاترین هیپبورن و اسپنسر تریسی 9 فیلم
 
پنج فضانوردی که جزو اولین ها بودند
یوری گاگارین ( شوروی )
لی یی شپارد ( آمریکایی )
ویرجین گریسام ( آمریکایی )
تیتوف ( شوروی )
گلن ( آمریکایی )
 
پنج بازیگر معروف ایفاگر نقش هملت
ریچارد بوربیچ
توماس بترتون
ادوین بوث
سر هنری ایرونیک
سرجانسن فوریس
 
پنج انسان سرشناسی که در ایام پیری مهمترین کار را انجام دادند
تولستوی در 82 سالگی کتاب (( من نمی توانم ساکت باشم )) را نوشت .
جرج برناردشاو در 93 سالگی نمایشنامه (( قصه های خارق العاده پند آموز )) را نوشت
پیکاسو در 90 سالگی بهترین نقاشی هایش را کشید
چرچیل در 82 سالگی کتاب (( تاریخ کشورهای انگلیسی زبان )) را نوشت .
سامرست موام در 84 سالگی کتاب (( دیدگاهها )) را نوشت .
 
پنج یک چشم معروف جهان
هریسون ( بازیگر معروف انگلیسی )
جان فورد ( کارگردان ایرلندی )
مارکونی ( مخترع ایرلندی رادیو )
موشه دایان
جان میلتون ( شاعر و آزادیخواه انگلیسی )
 
پنج مجرد معروف جهان
ژاندارک ( قدیس فرانسوی )
آدام اسمیت ( اقتصاددان انگلیسی )
ولتر ( نویسنده و فیلسوف فرانسوی )
شوپن ( آهنگساز لهستانی )
بتهوون ( آهنگساز آلمانی )
 
 
پنج هنرمند معروفی که حقوقدان بودند
ژول ورن( نویسنده فرانسوی )
تاگور ( شاعر و نویسنده هندی )
فرانتس کافکا ( نویسنده چک )
پل سزان ( نقاش فرانسوی )
چایکوفسکی ( موسیقیدان روسی)

ایرانی بودن

در تصاویر حكاكی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچكس عصبانی نیست. هیچكس سوار بر اسب نیست. هیچكس را در حال تعظیم نمیبینید. هیچكس سر افكنده و شكست خورده نیست .هیچ قومی بر قوم دیگر برتر نیست و هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد . از افتخارهاي ایرانیان این است كه هیچگاه برده داری در ایران مرسوم نبوده است در بین صدها پیكره تراشیده شده بر سنگهای تخت جمشید حتی یك تصویر برهنه و عریان وجود ندارد ، یادمون بمونه چی بوديم